بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
کد خبر : ۱۷۷۱۶۹

پشت هر نمایش زنجیره‌ای از شغلها و تخصص‌های گوناگون ردیف شده است

سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۴

«تئاتر را تنها نگذارید»؛ این جمله‌ای‌ست که این روز‌ها بسیار می‌شنویم. اما اگر بخواهیم صادق باشیم، در روزگاری زندگی می‌کنیم که صحبت کردن از هنر نمایش و اساساً هنر ـ برای بسیاری دشوار شده است. با این حال، نمی‌توان از آن گذشت. همه ما می‌بینیم و حس می‌کنیم که برای بخش بزرگی از جامعه، هنر دیگر مانند گذشته در اولویت نیست؛ چراکه مسائل و دغدغه‌های سنگین‌تری در زندگی روزمره مردم شکل گرفته‌اند. تا جایی که حتی گاهی تردید دارم مخاطبان جدی تئاتر نیز همچون گذشته اخبار اجرا‌ها را دنبال کنند.

در روزگاری که هنر بیش از هر زمان دیگری به پناهی برای امید زنده تبدیل شده، می‌خواهم از نمایشی سخن بگویم که نامش برای بسیاری آشناست؛ نمایشی که بیش از یک سال برای شکل‌گیری آن، تلاش، تمرین، هماهنگی و عشق صرف شده است، اما درست در لحظه‌ای که باید به دیدار مخاطب برسد، با آسیب‌هایی جدی و ناخواسته روبه‌رو شده است.

این نمایش حاصل ماه‌ها کار پیوسته‌ی گروه هنری ماست؛ گروهی که در تمام این مدت، با امید به روی صحنه رفتن، با عشق به تئاتر، با وسواس در جزئیات و با احترام به مخاطب کار کرده‌اند. اما متأسفانه وقوع جنگ و شرایط ناشی از آن، ضربه‌ای سنگین و مستقیم به روند تولید، تمرین، برنامه‌ریزی و اجرای این اثر وارد کرده است. جنگ فقط ویرانیِ ساختمان‌ها و خیابان‌ها نیست؛ جنگ، در سکوتی تلخ، ریشه‌ی بسیاری از رویا‌های فرهنگی را نیز می‌سوزاند. جنگ به هنرمند فرصت نمی‌دهد؛ تمرین را متوقف می‌کند، اجرا را به تعویق می‌اندازد، سالن را خاموش می‌کند و مهم‌تر از همه، امید را فرسوده می‌سازد. آنچه امروز درباره نمایش ما گفته می‌شود، تنها درباره یک اثر نمایشی نیست؛ بلکه درباره سرنوشت بسیاری از گروه‌های هنری است که در این شرایط با دشواری‌هایی بی‌سابقه روبه‌رو شده‌اند. گروه‌هایی که با کمترین امکانات، بیشترین بار عشق و مسئولیت را بر دوش می‌کشند و در حالی که برای خلق اثری ارزشمند تلاش می‌کنند، ناگهان با تعطیلی‌ها، محدودیت‌ها، جابه‌جایی‌های اجباری، بی‌ثباتی اقتصادی و بلاتکلیفی اجرا‌ها مواجه می‌شوند. آنچه در ظاهر یک «تعویق» یا «تأخیر» دیده می‌شود، در حقیقت می‌تواند حاصل ماه‌ها بحران در زیست هنری یک مجموعه باشد. سالن‌های تئاتر، که باید محل تنفس فرهنگ و دیدار مستقیم هنرمند و مردم باشند، این روز‌ها یکی پس از دیگری با وضعیتی نامعلوم روبه‌رو شده‌اند. تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی این فضا‌ها تنها به معنای بسته شدن در‌های یک مکان نیست؛ بلکه به معنای گسسته شدن زنجیره‌ای از مشاغل و تخصص‌هاست: از بازیگر و کارگردان گرفته تا طراح صحنه، نور، صدا، لباس، گریم، مدیر صحنه، تبلیغات، پشتیبانی و ده‌ها نیروی دیگری که پشت صحنه، بی‌صدا و پرتلاش، امکان تولد یک اثر را فراهم می‌کنند. تئاتر فقط روی صحنه اتفاق نمی‌افتد؛ تئاتر یک زیست جمعی است. با رکود و بلاتکلیفی تئاتر، شبکه‌ای کامل از مشاغل فرهنگی و هنری نیز دچار آسیب می‌شود. از دوستان هنرمند و همکارانم بار‌ها شنیده‌ام که در شرایط دشوار و نگران‌کننده‌ای به سر می‌برند. نمایش ما (هری پاتر) نیز از این وضعیت مستثنی نبوده است. یک سال تمرین، یعنی یک سال امید، نظم، خلاقیت و زیستن با یک پروژه؛ یعنی ساعت‌های بی‌شمار کار گروهی، ساختن و بازساختن، آزمودن و اصلاح کردن، عبور از خستگی و نگرانی، و رسیدن به نقطه‌ای که همه‌چیز آماده مواجهه با تماشاگر باشد. اما شرایط بحرانی و وقوع جنگ، این مسیر را زخمی کرده است. در چنین موقعیتی، حمایت مردم دیگر صرفاً یک همراهی نمادین نیست؛ بلکه یک ضرورت است. زیرا اشتغال هنری بدون مخاطب دوام نمی‌آورد و تئاتر بدون تماشاگر، معنای کامل خود را پیدا نمی‌کند.

امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است بدانیم که حمایت از یک نمایش، تنها حمایت از یک محصول سرگرم‌کننده کوتاه‌مدت نیست؛ بلکه حمایت از استمرار فرهنگ، از باقی ماندن صدای انسان در میان هیاهوی بحران، و از زنده نگه داشتن این باور است که جامعه هنوز می‌تواند گرد هم بیاید، روایت بشنود، خیال کند و در تاریکی روزگار، نوری کوچک، اما واقعی روشن نگه دارد. نمایش ما نیز به همین نور نیاز دارد؛ به حضور مردم، به خرید بلیت، به دیده شدن، و به این که بگوییم: هنر هنوز مهم است، هنوز زنده است و هنوز ارزش حمایت دارد.

شایان بهمنی

کارگردان تاتر

ارسال نظرات

captcha